ز. آيين هندو
راماناندا
مصلح ديني هندو. در سال 1299 در پراياگا (الله آباد كنوني) در يك خانوادهٴ برهمن زاده شد، بنابر روايات در سال 1410 درگذشت؛ مسلم است كه عمر زيادي كرد.
رامانوجاي حكيم (يازدهم ـ 2)،1 پرستشگاه تازهاي ايجاد كرد، به نام سري ويشنوا؛ راگاواناندا سومين جانشين او بود، كه در سراسر هند سفر كرد تا تعليماتش را منتشر سازد و سرانجام در بنارس اقامت گزيد. راگاواناندا يك روز توانست با پسري به نام راماداتا ملاقات كند و او چنان پيشرس بود كه در دوازدهسالگي توانست به حد اجتهاد يا پانديتا برسد. راگاواناندا او را در حلقهٴ درس خود پذيرفت و نامش را به راماناندا تغيير داد و پيش از مرگش او را به جانشيني خود معين كرد. پس راماناندا چهارمين جانشين رامانوجا بود. پس از زيارت طولاني اماكن مقدس هند، او به بنارس بازگشت و در پنچگانگا گات اقامت كرد و هنوز جاي پايش را در آنجا ميتوان ديد.
راماناندا را بهخاطر انحرافات واقعي يا موهوم از فرقهاش راندند. او مذهب تازهاي تأسيس كرد كه كمتر معتقد به عبادات و بيشتر معتقد به نيكوكاري است و گاه راماوات ناميده ميشود.
فلسفهٴ او همانند رامانوجاست، ولي توجه كمتري به كاستها (طبقات اجتماعي) و مراسم عبادي دارد و دين خود را بر دو پايه قرار داده است: 1) بهاكتي، يعني ايمان به خدا؛ 2) برادري انسانها، بدون در نظر گرفتن نسب و مقام. پيروانش او را آوادوتا ميخواندند (كسي كه دست از علايق اين جهاني شسته است) ولي ديگران او را راماناندي ميخواندند. انسانيت شگرف او در انتخاب دوازده شاگردش نمايان ميشود، كه برخي از آنان برهمن واقعي بودند، ولي در ميانشان يك مسلمان، يك سرباز، يك سلماني، يك جات،2 يك چَمار (دباغ، شخصي از طبقهٴ بسيار پست)، و حتي دو زن نيز بودند! او و شاگردانش بهجاي استفاده از زبان اشرافي سانسكريت به زبان بومي قابل فهم مردم سخن ميگفتند. برجستهترين شاگرد او كبير (حدود 1440 ـ 1518)، موٴسس فرقهٴ كبيرپانتي بود.3 تولاسي داسا، يا تولسي داس (حدود 1532 ـ 1623)، از بزرگترين شعراي هند يكي ديگر از شاگردان اوست، كه معروفترين اثرش حماسهٴ
راماكَريتا- ماناسا (يا تولاسي كرتا رامايانا) را در سال 1574 آغاز كرد و آن را انجيل شمال هند دانستهاند.4